|
در احوال مرحوم قاضي، استاد علامه طباطبايي
و امّا معارف الهيّه و اخلاق و فقه الحديث را نزد عارف عاليقدر و كم نظير يا بينظير، مرحوم آية الحقّ حاج ميرزا علي آقا قاضي قدَّس اللَه تربتَه الزّكيّة آموختهاند؛ و در سير و سلوك و مجاهدات نفسانيّه و رياضات شرعيّه تحت نظر و تعليم و تربيت آن استاد كامل بودهاند.
مرحوم قاضي از بني اعمام ايشان بودهاند، و در نجف اشرف به تربيت شاگردان الهي و وارستگان و شوريدگان جمال الهي و مشتاقان لقاء و زيارت حضرت احديّت مشغول و در آن خطّه، عالِم وحيد و يگانه در اين فنّ بودهاند؛ بطوريكه ايشان نام «استاد» را فقط بر او ميبردند، و هر وقت استاد بطور اطلاق ميگفتند مراد مرحوم قاضي است؛ و گويا در مقابل مرحوم قاضي، تمام اساتيد ديگر با وجود آنمقام و عظمت علمي، كوچك جلوه ميكردند.
ليكن در مجالس عمومي اگر مثلاً سخن از اساتيد ايشان به ميان ميآمد، از فرط احترام، نام «قاضي» را نميبردند و او را همرديف سائر اساتيد نميشمردند. همچنانكه در مقالۀ مختصر و كوتاهي كه بقلم خود ايشان دربارۀ زندگاني ايشان آمده، و در مقدّمۀ مجموعه مقالات و رسائل ايشان بنام «بررسيهاي اسلامي» منتشر شده است نامي از مرحوم قاضي در رديف اساتيد بچشم نميخورد.
كما آنكه از شب زندهداريهاي ايشان و عبادتها و بيتوتهها در مسجد سهله و كوفه بچشم نميخورد؛ و در آنجا مرقوم داشتهاند كه بسيار ميشد (وبويژه در بهار و تابستان) كه شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه ميگذراندم.
معلوم است كه اوّلاً: بيان عبادتها و مقدار شبزندهداري بتهجّد و ذكر و فكر براي عامّۀ مردم بعنوان مقالۀ عمومي چقدر سبك و فاقد ارزش است، آنهم از مثل چنين استادي كه يكقدم بطرف شخصيّت طلبي نزديك نشد؛ و ريشۀ خودنمائي و انانيّت در وجودشان بكلّي محترق گشته بود.
و ثانياً: جائيكه استاد يكي از شرائط حتميّۀ پيمودن راه خدا را كتمان سِرّ ميشمرند كجا احتمال آن ميرود كه عبادات مستحبّۀ خود را كه سرّي بين خود و بين ذات حيّ قيّوم است افشاء نموده و در دسترس انظار عمومي بگذارند! پس همانطور كه معلوم است در اين عبارت ايشان فريضۀ صبح مستثني است، سائر عبادات مستحبّه و لازمه نيز در استثناء مقدّر مندرج است.
وليكن در جائيكه محلّ مناسب ذكر آن بزرگوار بود، از ذكر آن دريغ نداشتند و با تجليل و تكريمي خاصّ بيان مينمودند. از جمله در تصديري كه بر تذييلات مرقومه بر مكاتبات عَلَمين: كربلائي و كمپاني بعنوان «محاكمات» نوشتهاند چنين مرقوم داشتهاند كه:
... ] آقاي آقا سيّد احمد كربلائي [ اخيراً در بوتۀ تربيت و تهذيب مرحوم آية الحقّ و استاد وقت، شيخ بزرگوار آخوند ملاّ حسينقلي همداني قدّس الله سرّه العزيز قرار گرفته و ساليان دراز در ملازمت مرحوم آخوند بوده، و از همگنان گوي سبقت ربوده؛ و بالاخره در صفّ اوّل و طبقۀ نخستين تلامذه و تربيت يافتگان ايشان مستقرّ گرديده؛ و در علوم ظاهري و باطني مكاني مكين و مقامي امين اشغال نمود.
و بعد از درگذشت مرحوم آخوند، در عتبۀ مقدّسۀ نجف اشرف اقامت گزيده و بدرس فقه اشتغال ورزيده، و در معارف الهيّه و تربيت و تكميل مردم، يد بيضا نشان ميداد.
جمعي كثير از بزرگان و وارستگان، به يمن تربيت و تكميل آن بزرگوار
قدم در دائرۀ كمال گذاشته و پشت پاي ببساط طبيعت زده؛ و از سُكّاندار خُلد و محرمان حريم قرب شدند.
كه از آن جمله است سيّد اجَلّ، آيۀ حقّ، و نادرۀ دَهر، عالم عابد فقيه مُحَدِّث شاعر مُفلِق، سيّد العلماء الرّبّانيّين مرحوم حاج ميرزا عليّ قاضي طباطبائي تبريزي، متولّد سال هزار و دويست و هشتاد و پنج هجري قمري و متوفّاي سال هزار و سيصد و شصت و شش هجري قمري؛ كه در معارف الهيّه و فقه حديث و اخلاق، استاد اين ناچيز ميباشند. رفَع اللهُ درجاتِه السّاميَة و أفاضَ علَينا مِن بركاتِه. ـ تمام شد كلام استاد ما علاّمۀ طباطبائي قدّس اللهُ سرَّه.
|